آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

عشق بستنی

1392/2/12 11:24
نویسنده : مامانی
506 بازدید
اشتراک گذاری

این گل گلی مامان عاشق بستنی هست و از مدتها پیش قول دادم تا هوا گرم تر بشه زود به زود براش بستنی بخرم و حالا که هوا بهتر شده هر روز به خاطر کارهای خوب که می کنه جایزه بستنی می گیره . پریروز هم ١٠/٢/٩٢ خانمی با بابایی به خونه آقا بابا رفته بودند و شب که برگشتند خانمی چون عمه سارا رو ندیده بود بهانش رو گرفت من هم برای اینکه سرش گرم بشه گفتم برید با بابایی خیار بخرید ،‌موقعی که برگشتند دیدم ای بابا به دستور خانم کوچولو بابایی بستنی قیفی به همراه بک بسته بیسکویت مادر خریدن . تار رسید سریع از من خواست در بستنی رو باز کنم تازه به من یادآوری می کنه که با قیچی باز می شهتعجب. اوه با چه کیفی نوش جون می کرد عشق بستنی

نوش جونت

 خانم کوچولو مامان

چه ریش و سیبیلی گذاشتی

آیلای من

اوه اینجا هم فریادش بلند شد که قیف بستنی تر شده و در حال پاره شدن و ریختن بستنی که به دادش رسیدم

آیلا و بستنی کیم بابا

تا دبد بستنیش تو بشقابه و بابایی در حال خوردن بستنی چوبی سریع مال خودش رو به بابایی داد و بستنی بابایی رو کش رفت . چه لیسی هم میزنه

آیلا و بابایی

اینجا هم بستنی چوبی در حال سقوط هست که بابایی به دادش می رسه

آیلا بعد از بستنی خورون

حالا که بستنی ها تموم شد نوبت مراسم شیر خورون با بیسکویت مادر هست . از موقعی که گفتم باید خیلی شیر بخوری تا دندون ،استخوان و ناخن هات محکم بشه تا یادش می افته درخواست شیر می کنه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

خاله حسنا
13 اردیبهشت 92 13:17
نوش جان خاله... مامان این دختر ما از همه چیز سردر میاره...به توصبه های ایمنیش گوش بده

چشم

مامان فرنیا
14 اردیبهشت 92 15:48
میگما نوش جونت اما تکلیف ما را روشن کن بستنی و دامن کوتاهت را ببینیم یا ژاکتت را؟ حالا هوا سرده یا گرمه؟


آخه از بیرون می آمد و کمی باد بود ولی از پوشیدن جوراب شلواری فراری هست این دختر من
مامان فرنیا
14 اردیبهشت 92 15:51
با بستنی چه مردی شده این ایلا خانم
مامان عسل
15 اردیبهشت 92 14:14
عزیزم فدای بستنی خوردنت منم می خوامااااااااااا




به روی چشم قابل شما رو نداره در خدمتیم